چهل سالگی انقلاب ،استراتژی های منطقه ای دستاوردها و نتایج

به همین دلیل بسیاری از کارشناسان بر آن هستند که برای بررسی تحولات منطقه از غرب آسیا و شمال افریقا باید انقلاب اسلامی در ایران را به عنوان یک نقطه عطف در نظر گرفت و به عبارت دیگر منطقه را به قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نه تنها تحولات و تغییرات بنیادین در همه زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی ایجاد کرد، بلکه بر تحولات منطقه نیز تاثیر جدی و وسیعی گذاشت و منطقه روند جدیدی از تحولات را تجربه کرد.

 

به همین دلیل بسیاری از کارشناسان بر آن هستند که برای بررسی تحولات منطقه از غرب آسیا و شمال افریقا باید انقلاب اسلامی در ایران را بعنوان یک نقطه عطف در نظر گرفت و به عبارت دیگر منطقه را به قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد.

 

غرب آسیا و شمال افریقا پس از انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف تحولات بسیار جدی را به خود دیده است اما تردیدی نیست که این تحولات در دو حوزه سیاسی و نظامی نمود بیشتری داشته است. پیش از انقلاب اسلامی، نظام منطقه ای بر وابستگی استوار بود. رژیم های منطقه  یا وابسته به بلوک غرب به رهبری امریکا بودند و یا وابسته به بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی بودند. بر این اساس تمامی رفتارهای سیاسی و نظامی این رژیم ها در راستای اراده دو قطب حاکم بر جهان تعریف می شد.

 

بحران فلسطین نیز متاثر از این شرایط دو قطبی بود. وقتی رژیم انور سادات در مصر به سمت غرب گرایش پیدا کرد، پیمان صلح با اسرائیل را امضا کرد و این موضوع معادله درگیری در منطقه را تغییر داد. به گونه ای که هم رژیم های دیگر را به سمت بازنگری در نوع وابستگی سوق داد و هم در سطح ملی فلسطین، جریان های مبارز فلسطینی را که بر تفکر چپ بودند، دچار سرخوردگی کرده و آنها با تغییر در منشور خود بسوی تسلیم در برابر اسرائیل حرکت کردند.

 

در چنین فضایی بود که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید. رژیم پهلوی مهمترین رژیم هم پیمان با امریکا و اسرائیل در منطقه است اما انقلاب اسلامی رژیمی را در ایران مستقر کرد که استقلال از دو قطب جهانی حاکم به عنوان مهمترین اولویت آن بشمار می رود و با توجه به اینکه این استقلال طلبی هرگز نمی توانست مورد پذیرش جریان سلطه قرار گیرد، مقابله با جریان سلطه در همه ابعاد آن یک ضرورت ناگزیر برای نظام اسلامی ایران به شمار می رفت. از آنجا که اسرائیل به عنوان پایگاه جریان سلطه در منطقه جهت استمرار وابستگی منطقه است، مخالفت با اسرائیل و حمایت از آرمان آزاد سازی فلسطین در راس اولویت های سیاست خارجی ایران قرار گرفت. این اهتمام ویژه به مساله فلسطین، معادلات منطقه ای را وارد مرحله جدیدی کرد و منطقه به دو جریان سازش و مقاومت قطب بندی شد. حمله عراق با کمک رژیم های غربی و عربی به ایران شرایط دو قطبی را تشدید کرد.

 

با حمله امریکا به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور اسلامی و مخالفت قاطع ایران با این اقدام امریکا مقاومت از پایگاه مردمی گسترده تری برخوردار شد و اوج این مساله  را می توان در جریان بیداری اسلامی مشاهده کرد که از تونس شروع شد و کشورهای عربی را فرا گرفت.

غرب تلاش کرد با تعریف و مدیریت بحران سوریه و پدیده تروریسم تکفیری، جنگ مذهبی را در منطقه نهادینه کند و این طریق هم بیداری اسلامی مهار کرده و هم مقاومت را که به یک محور موثر تبدیل شده بود، از معادلات منطقه ای حذف کند. اما مقاومت با رهبری ایران با توجه به شناختی که از سیاست ها و برنامه های جریان سلطه داشت، با ورود به بحران سوریه و قرار گرفتن در کنار مردم و دولت این کشور و نیز عراق  که بخش های وسیعی از جغرافیای این کشور در اشغال تروریست های تکفیری بودند و جنگ علیه تروریسم اشغالی – تکفیری، نقشه های جریان سلطه در نهادینه کردن جنگ مذهبی در منطقه و حذف مقاومت را خنثی کرد.

این مقاومت گستره جغرافیایی وسیعی از ایران، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و افغانستان را دربر می گیرد و به عنوان مهمترین و موثرترین بازیگر منطقه ای مطرح است. مقاومتی که مهمترین ضامن استقلال ایران است و در آینده ای نه چندان دور همه کشورهای جهان اسلام خواهد بود. بی تردید چهل سال اصرار بر آرمان انقلاب و ابرام بر مقاومت و استقلال خواهی با وجود همه هزینه ها و سختی هایی که داشته و دارد، حلاوت خاصی به جشن چهل سالگلی انقلاب بخشیده است. آینده روشن است چون ایران انقلابی است و مقاوم.

 




نظرات کاربران