برجام؛ از مؤلفه‌های افول آمریکا

علیرضا شیخ عطار

وقتی به بحث‌هایی مانند مطرح ‌شدن پرونده ایران در شورای امنیت مینگریم، این گمانه مطرح می‌شود که اقدامات آمریکا باعث از بین رفتن همکاری‌های بین‌المللی پیرامون حل موضوع هسته‌ای ایران می‌شود. اما با نگاهی به مباحث مطرح شده توسط کشورهای عضو شورای امنیت در جلسه مجازی این شورا میبینیم که مشکلات همکاری‌های بین‌المللی فراتر از بحث ایران بوده و در صحنه بین‌الملل نوعی نگرانی جهانی از رویه‌ای که آمریکا در پیش گرفته،  ایجاد شده است.

در چند سال گذشته و به ‌ویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، تفکر استثنا گرایی آمریکایی در این کشور ریشه دوانده که بهانه آن اول بودن و قدرت مطلق آمریکا در جهان است. این تفکر قرن‌هاست وجود دارد، ولی تغییرات بنیادی رخدادهای جهان، در دل دولتمردان آمریکایی احساس خطر به وجود آورده و آن‌ها متوجه شدهاند، این نظام سلطه دیگر قادر به ادامه راه خود با شیوه‌های قبلی نیست و حس کردند در شیوه گلوبالیزیشن یا جهانی‌سازی که همان آمریکایی سازی است، مقاومت‌هایی جدی در همه‌جا وجود دارد. آمریکا به ‌شدت احساس خطر کرده و نظریه‌ای در بین سیاستمداران آمریکایی شکل ‌گرفته است که باید با زور و قدرت و نه ضرورتاً با زبان نرم این سلطه را اعمال کنیم.

آمریکا در مورد برجام نیز نظر به سلطه داشت ولی سلطه به شیوه‌ای نرم، تا ایران را به‌ تدریج تحت عنوان مذاکره به سمتی ببرد که میخواهد.

در ابتدا باید چند جانبه گرایی که موجب برخی محدودیت‌ها است، کنار گذاشته شود. اولین مصداق هم قضیه برجام است. آمریکا در مورد برجام نظر به سلطه داشت ولی سلطه به شیوه‌ای نرم، تا ایران را به‌ تدریج تحت عنوان مذاکره به سمتی ببرد که میخواهد. کسانی که امروز در آمریکا مسئول هستند از ادامه نداشتن این سلطه نگرانند و می‌دانند باید با اقدام قاطعی از برجام خارج شوند. آمریکا بعد از خروج از برجام سعی کرد به این کار غیر قانونی خود مشروعیت ببخشد، زیرا قصد دارد دنیا را به 100 سال قبل برگرداند و یک‌ جانبه‌ گرایی را به‌ جای چند جانبه گرایی بنشاند.

اروپا در موضوع برجام تحقیر را حس کرد و متوجه شد که در موضوعات فراوانی باید به آمریکایی‌ها باج بدهد.

 

چین و روسیه اولین کشورهایی بودند که از این موضوع نگران شدند و بیش از همه از جایگزین شدن نظام یک‌ جانبه‌ گرایی به‌ جای چند جانبه گرایی ناراضی هستند، چون ظرفیت‌های تکنولوژی، نظامی، جمعیتی و جغرافیایی آن‌ها طوری نیست که به راحتی زیر بار سلطه کشوری مثل آمریکا بروند. بخصوص آمریکایی که تضعیف شده و با کشور پیروز پس از جنگ دوم جهانی متفاوت است. لذا در موضوع برجام با موضع آمریکا مخالفت نشان دادند و در حقیقت این مخالفت ناشی از نگرانی در موضوعی فراتر از برجام است. آن‌ها نگران آرایش نظام جهانی هستند. در اروپا نیز این مسئله مورد توجه است. اروپا خود را همواره متحد آمریکا می‌داند و ارتباطات فراآتلانتیک پایه سیاست خارجی اروپاییان است. اما حال تحقیر را حس کرده و متوجه شده که در موضوعات فراوانی باید به آمریکایی‌ها باج دهد. به همین دلیل است که نماینده آلمان در جلسه اخیر شورای امنیت، با وجود اینکه صحبت‌های خود نسبت به ایران را بسیار توهین‌آمیز شروع کرد، اما مسئله خروج آمریکا از برجام را غلط تشخیص داد و حتی با نظر نماینده چین در خصوص ناکارآمد بودن مکانیسم ماشه موافقت کرد. در حالی‌ که آلمان کشوری است که همواره دنباله‌رو آمریکا بود. مجموعه جهانیان از کوچک و بزرگ به آمریکا نشان دادند که تئوری جدید او جواب نمی‌دهد. من عقیده دارم مثل قانون سوم نیوتون که در مقابل هر عملی عکس‌العملی است، این کشورها به رفتار آمریکا پاسخ نشان دادند و تئوری جدید پیش‌ آمده نزد آمریکا را با شکست روبرو کردند.

امروز دنیا تأکید دارد که افولی بر مسیر آینده آمریکا حاکم شده است. هر چند آمریکا ارتش قدرتمندی دارد و پول، دانش و تکنولوژی دارد ولی اعتقاد و ایمان مردم جهان به آمریکا در حال از بین رفتن است.

 

البته اولین بار نیست که توپ در زمین ایران قرار می‌گیرد، شاید بتوان گفت در این بازی هرگز توپ از زمین ایران خارج نشد. ایران برای اتمام‌ حجت بر جهان برجام را امضا کرد و ایران باید پس از خلف وعده آمریکا، با سیاستمداران این کشور و همچنین افکار عمومی جهان در این خصوص کار کند. باید به یاد داشته باشیم که شرایط تکنولوژی و فرهنگی جهان امروز متفاوت است، یعنی مردم عادی کوچه و بازار نیز در سیاست‌های خارجی و مسائل بین‌الملل نظر مؤثری دارند. این اتفاقی است که در آمریکا نیز رخ داده و اعتراضات این کشور مسئله فقط کشته شدن یک سیاه‌پوست نبود و ذهن مردم نسبت به رخدادها عکس‌العمل نشان داد و وارد خیابان‌ها شدند.

ایران نباید فقط با سیاستمداران و نخبگان کار کند. سیاست خارجی فقط در روابط بین وزرای خارجه نیست. باید سیاست خارجی را در فضاهای رسانه‌ای و مجازی دنبال کرد. این فضاها دارای مخاطبین بیشتری است و جای مانور بیشتری دارد. باید نیت اصلی آمریکا و سوابقش افشا شود و رسوا گردد. امروز دنیا بر این نکته تأکید دارد که افولی بر مسیر آینده آمریکا حاکم شده است. هر چند این کشور ارتش قدرتمند، پول، دانش و تکنولوژی دارد ولی اعتقاد و ایمان مردم جهان به آمریکا در حال از بین رفتن است. ما جزء پیشتازانی هستیم که از دهه‌های پیش نسبت به‌ نظام سلطه نگاهی منتقدانه داشتیم.

 

کارشناس مسایل سیاست خارجی، سفیر سابق ایران در آلمان و مشاور پیشین روابط بین الملل دانشگاه آزاد 




مطالب مرتبط

نظرات کاربران